theme

من یک شهروندم…

rezaei22

به قلم سولماز رضایی

خود را بهتر بشناسیم

من کیستم ؟
من یک شهروند هستم و این بدین معنی است که دارای یک رابطه قانونی با دولت و مردم هستم. هرگونه روابط شخصی ، عاطفی من مربوط به حریم خصوصی زندگی من است اما از آنجا که لقب شهروندی را هم دارم تابع قواعد شهروندی نیز هستم.
شهروندی یک منزلت تعریف شده اجتماعی آن هم در سطح بین الملل است. و دولت ها تشکیل نمی شوند جز با اراده جمعی شهروندان. ملیت گاهی همان شهروندی به حساب می آید اما در حقیقت شهروندی متفاوت از ملیت است. شهروند حقوق انسانی بیشتری دارد و چون ملیت تابع قواعد سخت گیرانه کشوری نیست ممکن است کسی سالها شهروند شهری باشدو از حقوق شهروندی خود استفاده کند اما ملیت آن کشور و شهر را نداشته باشد.
سخن از شهروندان و حقوق آنها غالبا در مقابل دولت مطرح می شود .
شهروندان نیاز به حمایت پیدا می کنند. به حق سخن از حقوق شهروندی زیادی رفته است و به جاست که بازهم تاکید شود، اما در این باب گاه و بی گاه باید از مسئولیت های شهروندان نیز یادی کرد. شهروندان دارای برخی مسئولیت های مدنی و اجتماعی هستند.
در حالی که برخی تمایل به پذیرش (حقوق) ندارند و فقط از حدود و تکالیف سخن می گویند، مطهری در موارد متعددی براعتبار حقوق بشر و شهروندی از نظر اسلام تصریح کرده است. به نظر وی (اسلام به حقوق فطری و عدالت تکوینی قائل است). و حتی (اسلام، آزادی را فوق حق می داند.)
هرانسانی که پا به این جهان می گذارد، چون انسان است دارای حقوقی است و از این رو می تواند آن ها را مطالبه کند و در برابر تضییع آنها ساکت نماند.
حاکمان نه تنها ملزم به رعایت حقوق و آزادی های شهروندی هستند و نه تنها مطالبه این حقوق از سوی مردم ناپسند نیست که حاکمیت خود موظف به آموزش این حقوق به مردم است.
در قرآن کریم آنچه به این صورت آمده که ای بشر زمین و آسمان را برای تو آفریده ایم، اثرش آشنا شدن به حقوق و کرامت ذاتی خود است. و البته (از شئون آشنایی به حقوق این است که تنها به آشنایی و معرفت حقوق اکتفا نشود، بلکه یک نوع حس و غیرتی فوق منافع مادی نظیر حس دفاع از ناموس و… در افراد پدید بیاید
من یک شهروندم…